انقلاب اسلامی تجربه ی جدیدی بود؛ تشیع پس از قرن ها صاحب حکومت شد. شیعه که در طول ادوار طولانی معمولاً حالت اپوزیسیون نسبت به حکومت داشت این بار خود صاحب حکومت شده بود. بسیار طبیعی است که شیعه بیش از آنکه به فکر «ایجاب» باشد به فکر «صلب» بوده باشد و نوادری همچون امام (ره) بسیار اندک در علمای ما بوده اند که در حین اقدامات صلبی علیه حکمای طاغوت طرحی ایجابی برای اداره حکومت اندیشیده باشند. لذا بسیار طبیعی می نماید برای علمای ما که تجربه ی تاریخی آنها اپوزیسیون بودن در برابر حکومت ها بوده است سخت باشد که خود را در خدمت حکومت قرار دهند و فقهی متناسب با حکومت و مدیریت اجتماعی ترتیب دهند. اکنون که سی سال از انقلاب اسلامی می گذرد حوزه های علمیه ما هنوز نسبت درستی با دولت و حکومت برقرار نکرده اند و یکی از نقاطی که دشمنان به طور جدی چشم به آن دوخته اند حوزه های علمیه و فضای فکری حاکم بر آن می باشد. برای اثبات مدعا همین بس که مهمترین محور بیانات آقا در قم(آبان 89) مساله ی «عدم استقلال حوزه های علمیه از حکومت» و تبیین رابطه ی  «مادر و فرزندی» بین  حکومت و حوزه های علمیه بود.

حوزه های علمیه ما هنوز نسبتی که باید با حوزه ی مدیریت اجتماعی برقرار کنند را خوب انجام نداده اند و اگر بنا باشد همه ی آنچه رهبری در سالیان اخیر در قم تاکید کرده اند که «باید باشد» را اینطور برداشت نماییم که «فعلاً نیست»! وضعیت نامناسبی از حوزه های علمیه تصویر می گردد.

از طرفی علاوه بر حوزه های علمیه در فضای مذهبی حاکم بر کشور تاکید بیش از اندازه ای بر حوزه ی «فقه فردی» به حدی رسیده است که سایر حوزه ها اعم از «فقه حکومتی»، «فلسفه»، «عرفان» ، ... یا در حاشیه قرار بگیرند و حتی نسبت به چنین فضای فکری حتی موضع منفی داشته باشند. و این نه موضوع نه تنها در نظر نگرفتن حوزه های خاصی از دین که در نظر نگرفتن حوزه هایی از ابعاد وجودی انسان است. انگیزش و بینش و رفتار سه بعد یکپارچه هستند اما برای فضای دینی و مذهبی حاکم بر جامعه دو بعد انگیزش(روح انسانی) و بینش(فکر انسانی)  آنچنان که باید مساله نیست.

و اما احمدی نژاد!

احمدی نژاد بی تردید به طور مستقیم و غیر مستقیم اعتماد به نفس را به حوزه های علمیه بازگرداند تا حدی که امروز به راحتی و علنی در مورد  تصمیمات دولتی موضع می گیرند اظهار نظر می کنند و نقد می کنند...که قطعاً صحه خواهید گذاشت که چنین فضایی قبلاً نبوده است. حوزه های علمیه و روحانیت خود را در این حدو اندازه ها نمی دیدند. اگر بگویم احمدی نژاد حوزه ی علمیه را به صحنه ی اجتماع بازگرداند مبالغه نکرده ام.

اینکه احمدی نژاد چه نگاهی به دین دارد، چگونه در پی بازسازی فضای فکری حاکم بر حوزه های علمیه است و اینکه ریشه های فکری و فرهنگی و نواقص جریانی که احمدی نژاد را «اسلام منهای روحانیت» و «ضدفقه» و «دارای اندیشه های عرفانی نوظهور و صوفی مسلک» چیست، موضوعاتی است که در صددم در سلسله مطالب و اخباری تحت عنوان «احمدی نژاد و پویایی دینی» به آن بپردازم .انشاءا... .