شايد بپرسيد كه چرا گفته ام «احمدي نژادي» ام و نگفته ام «ولايي» ام؟!

براي مشخص كردن خط فكري سياسي ام بر واژه ي «احمدي نژادي» تاكيد دارم. بر خلاف نظرِ آقا زاده يِ وزيرِ «فرهنگِ مظلوم» ترجيح مي دهم به خاطر بعضي اشتباهات بزرگ يا كوچك دولت نهم و دهم مورد شماتت و نيش و كنايه قرار گيرم كه «آي احمدي نژادي! ديدي اشتباه كردي؟!» اما از موضع «بابابزرگ ها» بادي به غبغب نياندازم و با ادعاي «ولايي بودن» و در جايگاهِ افرادِ صاحبِ تحليل پس از اتمامِ ماجراها با خيالِ راحت نگويم‌«به نظرم  اين كارش اشتباه بود و آن كارش درست!».

امروز اگر بگويم «ولايي» ام، مي توانم «ضدّ رهبري» هم عمل كنم و كسي با من كاري نداشته باشد كما اينكه كم نيستند چنين افرادي! امروز اگر بگويم «ولايي» ام به «ولايت» خدمتي نكرده ام. بايد بگويم «احمدي نژادي» ام تا ثابت كنم «ولاي» ام. ادعاي «ولايي» بودن زماني كه «سربازِ-ولو دارايِ اشتباهِ- ولايت» وسط معركه تك و تنها باشد و ما «كدخدامآبانه» بنشينم گوشه اي و بگويم «من آدم آقا هستم، نه كس ديگري» يا بگويم «من زير علم سيد علي سينه مي زنم نه كس ديگري» يا ... دقيقاً مثل اين است كه در دوران «ولايت امام خامنه اي» بگويم من «خطِّ اماميِ اصيل» هستم!

«احمدي نژادي» ام اصلاً به اين معنا نيست كه منكر نقص يا ضعف هاي دكتر عزيز باشم-گرچه در مقابل «مشهوراتِ زمانه» و  نقاط ضعفي كه به اشتباه به دكتر نسبت داده شده آنقدر محكم مي ايستم تا انگِ «دفاع كوركورانه» به من نسبت داده شود- . ذات انقلاب پيش رونده است و قطعاً افرادي بهتر از احمدي نژاد را تربيت مي كند و اي بسا ده سال بعد و در بلوغ فكري و سياسي آن زمان- شخصي چون «احمدي نژادِ امروز» اصلاً ما را اقناع نكند و به او راضي نباشيم. ولي اين دليل نمي شود عظمت احمدي نژاد و جايگاه تاريخ ساز او را نبينيم و اعتراف نكنيم كه او از ما خيلي خيلي جلوتر است و نزديكترين فرد- مجموعاً در عمل و نظر- به رهبر انقلاب است. و «نزديكتر» بهترين واژه اي است كه مي توان براي «نسبت احمدي نژاد و رهبري»، در مقايسه با ساير جريان هاي فعال در عرصه ي سياست بيان كرد. «نزديكتر» يعني از همه ي جريان ها جلوتر و البته از رهبري عقب تر! و اين كه از رهبري عقب تر دانستم يك ادعاي صوري براي اثبات ولايت پذيري ام نيست! تركيب شخصيتي رهبري-در مجموعِ انگيزه، افق نگاه،  بينش، تفقه و تجربه- شخصيتي دست نيافتني از او ساخته است. اينكه احمدي نژاد توانِ تولي تام و تمام-در انگيزه هايش، در بينش و افكارش و در رفتارش- به ايشان را ندارد بيش از آنكه نقطه ي ضعف احمدي نژاد باشد، نقطه ي قوت رهبري است. و بايد اعتراف كنم آزمون هاي ولايت پذيري احمدي نژاد آنقدر سخت بود كه همه كسي حق نظر درباره ي آن را نداشته باشند!

فلذا واژه ي «نزديكتر» ما را به احمدي نژاد راضي نمي كند، از او عبور مي كنيم مثل مَرد! عبوري كه ما را به شخصي و جرياني«نزديكتر» از «احمدي نژاد امروز» به رهبري، برساند و نگراني هم نداريم، كه به قول استادبزرگوار اصغر طاهرزاده ، «انقلاب نيروهايش را مي سازد».

و خطاب به همه ي كساني كه نگرانند نكند امروز بگوييم «احمدي نژادي» هستيم و فردا فلان شود بايد بگويم مهم اين است كه امروز،   احمدي نژاد از همه به رهبري «نزديكتر» است و ما سنگ «احمدي نژاد امروز» را به سينه مي زنيم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 15:16 توسط سما |